دستهبندی: شعر
شاعر:سرهنگ علیرضا خوشضمیر
گرداوری و ویرایش:دکتر راضیه خوشضمیر
چاپ نخست:1405
ناشر:آهیل







به جز جمال تو در دیدهام نمیبینم
ز عشق زمزمه از غیر تو نمیبینم
نسیم صبح و سحر نغمهها از او گوید
غروب را طاقت دوری تو نمیبینم
هوای شبانگاهی و نسیم غروب
هموست مادر عاشق که من نمیبینم
به سر کشیده همی چادر سیاه شبش
به جز تو رامش و حمد و ثنا نمیبینم
به وقت سحرگاه و شامگاهان من
به جز صدای نغمۀ عاشق دگر نمیبینم
تو خود جمیلی و دادی جمال بر هر چیز
به جز جمال و کمالت رُخی نمیبینم
تو دوستدار جمالی و خود جمیلی تو
به جز جمال تو اندر جهان نمیبینم
تو نور جهانی و نور از تو گرفت
ز روشنیّ جمالت دگر نمیبینم
میان وادی خشک و فضای بیپایان
به جز صدا و جمال تو من نمیبینم
به ظلمت دریا و روی ابر سیاه
به جز ندای تو ای دوست کَس نمیبینم