دستهبندی: داستان
نویسنده:سپیده آشوری شولمی
ناشر:سپیدرود
قطع کتاب:رقعی
انتشارات آهیل




بخشی از کتاب
زادگاه من، مریان بود، از حوالی تالش، مریان فقط یک ییلاق نبود، یک روستا نبود، بوی مریان از بقیۀ جاها جداست. وقتی از جادۀ گیسوم وارد میشوید، اولین چیزی که دستانتان را لمس میکند، مه غلیظ است. نمِ دریا، نمِ خاک خیسخوردهای که هزار سال است زیر برگهای پوسیده حبس شدهاست؛ بوی درختان گردو، بوی نمِ گندمزارها. مسیر ییلاقی و کوهستانی مریان زیبایی غیرقابل وصفی دارد. دشتها پر از گُل، خانهها کاهگِلی با سقف چوبی و لتهکوبی. لباس زنان تالشی هرکدام مروری است بر خاطرات کودکیام. خانۀ ما، خانهای بزرگ و چوبی، در میان همان تپهها با کوهها و درختهای سربهفلک کشیده بود. دشتهایی پر از گلۀ گوسفندان و گاوها که من ساعتها محو تماشایشان میشدم... .